خرید بک لینک
از یکشنبه خونم

امروزم چهارشنبه س

تو این مدت هم سه بار بهم زنگ زد

یکی یکشنبه اخر شب.یکی سه شنبه بعدازکلاسم

یکی ام امشب

.

اخی

چقدر خوبه که اینجام...چقدر حالم داره بهتر میشه

پارچه گرفته بودم

برای خودم پیراهن دوختم

خیلی روحیه م عوض شدش

چندماه بود خیاطی نمیکردم

دیشب شروعش کردم

امشبم تموم شدش

تمیزکاری هاش موند واسه فردا....

یه پارچه واسه سارافون هم گرفتم..فردا اگر بشه میدوزمش

جمعه خواهرش و خواارزاده ش میان

نمیخوام برم.اگر دنبالم اومد میرم

اگر نه یکشنبه بعدازکلاس میرم

ووی..فردا خدا کنه زنگ نزنه بگه پاشو بیا خونمون

چ خوب میشه این اخر هفته رو خونه باشم

واقعا برای دیدنش امادگی ندارم...و برای رفتن توی اون خونه

...

خداکنه بعداز عروسی همه اخلااقاشخوب شه

وگرنه باید بمونم خونمون و تحملش کنم

دیگه نمیتونم بیام خونه بابام استراحت کنم حالم بهتر شه :'(

خدا خودش همه چیو ردیف کنه

.....

عجیب دلم میخواد تو خونه خودمون باشم...

غذا بپزم..کار خونه کنم...خانم خونه بشم...زندگی کنم....

اعصابم خورد میشه هروقت کسی میپرسه پس کی عروسی میکنین

منم بعداز سه سال..جوابی ندارم :'(

برچسب: هفته بازار,هفته دولت,هفته نامه یالثارات,هفت صبح,هفت,هفت سنگ,هفت سین,هفت تیر,هفت شهر عشق,هفته نامه بازار کار, نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 2:26

صفحه بندی