که خوب شیم باهم
خوب بودیم
دیشب دیر کردم
رامنداد
رفتمخونه مامانش
اخرشبم با مامان برگشتمخونه لباسارو جمع کنمنذاشت برم
خاک تو سرم
میگه جمعه ها نرو سرکار
شبزود بیا
مغزم دیگه کارنمیکنه
حالم خیلی خیلی بده
خییلی خسته م
شاید بمیرم امروز
برچسب:
نویسنده: مینا رضوانی