طبق معمول پسورد یادمرفته بودش....
امشب گفتم شانسی اینو بزنم.دیدم شد
چند صفحه م توی دفترم نوشتم
......
اوضاع میشه گفت کمی...فقط کمی بهتره
و من و اون یه قهر حسابی داشتیم
میخواسم تصمیم جدی واسه زندگیم بگیرم...
که با پادرمیونی بزرگتر ها آشتی شد
طبق معمول!!!
.
نمیتونم بگم حالم خوبه!
غم غریبی توی وجودمه!
که نه میتونم به کسی بگم.نه میتونم نگهش دارم..
بغضی که نه میترکه.نه میشه قورتش داد
....
با ع و ف قهر شدم
دوباره
درکم نکردن
اعصابمو خورد کردن
منم از زندگیم تف کردمشون بیرون!
ع رو اصلا بیخیالشم..ولی ف...
چند وقتیه اکانت ت ل گ ر ا م ش دیلیت شده.و عکسای اینستا رو پاک کرده!
نگرانشم
همین
کاش میشد یه طوری ازش باخبر میشدم...
.
اردیبهشت خیلی خوبه
وقتی حیاط خونمون پر از گل میشه.سرسبز میشه
میشینم روی تراس خیار و توت فرنگی باغمون زو میخورم
کلی سرحال میام!
.......................
احساس میکنم آقای الف هم از این عقد طولانی و بیخود و مسخره و حال بهم زن خسته شده...اما نمیتونه کاری کنه
کلی خرج روی دوشش هست!
و خانوادشم ندارن....
اینطوری که معلومه هینجور باید بمونیم
...
خسته م خیلی!
برچسب: هشتگ,هشت بهشت,هشتک,هشت پا,هشت صبح,هشتگرد,هشترود,هشت نفرت انگیز,هشت پا به انگلیسی,هشتگ چیست,
نویسنده: مینا رضوانی