دلمبراش تنگ شده!!!!
عجیبه!
سابقه نداشت بعداز دو روز....
اوضاعمون خوبه..معمولیه!
خداروشکر
.
مامانش میگفت بعداز محرم عروسی میگیریم
منم امیدوارم واقعا اتفاق بیفته....ولی ته دلم انگار میخوام عقب بیفته....
شایدم از عروسی میترسم....
از استرسش
دیروز تقویمو نگاه میکردم
۷-۸بهمن.....حس خوبی بهش دارم
دوست دارم عروسیم اون موقع بشه...
دلم زندگی میخوااد
زیادی راکدم
خیلی زیااد....
انقدر که دارم میگندم....
روزایی که اونجام رسما فقط روزارو میگذرونم!
وقتی خونه م زندگی میکنم!
دلیلشم خودم نمیدونم والا!
خدا کنه امروز زنگ نزنه که برم خونشون
فردا برم
یه روزم یه روزه!
پ.ن: دلم میخواد قدرشو بدونم...عاشق شم دوباره....مثل قدیما!
برچسب: یازده سپتامبر,یازده دقیقه پائولو,یازده سپتامبر در قرآن,یازده یار اوشن,یازده دقیقه,یازده ماهگی کودک,
نویسنده: مینا رضوانی