گوشه دنج تنهایی من!

متن مرتبط با «بیست» در سایت گوشه دنج تنهایی من! نوشته شده است

بیست و هفت

  • نیلوبلاگ

    باهاش حرف زده بودم که خوب شیم باهم خوب بودیم دیشب دیر کردم رامنداد رفتمخونه مامانش اخرشبم با مامان برگشتمخونه لباسارو جمع کنمنذاشت برم خاک تو سرم میگه جمعه ها نرو سرکار شبزود بیا مغزم دیگه کارنمیکنه حالم خیلی خیلی بده خییلی خسته م شاید بمیرم امروز...

    ادامه مطلب
  • بیست و هشت

  • نیلوبلاگ

    روحم خسته ست... دلم میخواد حافظه مو پاک کنم حتی خاطرات خوبمو به ارامشش میارزه... احساسم نسبت به زندگی خنثی ست شاید دیگه دارم میبُرَم و حالیم نیست ...

    ادامه مطلب
  • بیست و نه

  • نیلوبلاگ

    حس گنگ و مبهمی به زندگی دارم خستگی عجیبی داره بهم غلبه میکنه حفظ ظاهر دیگه اثری روی درونم نداره حالم خرابه کمبود عشق و محبت داره ریشمه مو میخشکونه عقده ی یه قربون صدقه و نازکشی حسابی داره دیوونم میکنه حالم خوب نیست دیگه انگار هیچی روم اثر نداره دلم یه تیر خلاصمیخواد زندگی معنای خاصی نداره برام کارم از روزمرگی گذشته دارمبه تهش میرسم کم اوردم...

    ادامه مطلب
  • بیست و یک

  • نیلوبلاگ

    شنبه هفته قبل تولدم بود... بیست و شیش سالم شد به همین سادگی... ۹ماهم از عروسیمون میگذره... و من هر روز یه چالش جدید تو زندگی با اقای الف دارم... فردای تولدم...پای چشمم کبود شد... سر هیچ و پوچ... هنوز جاش هست... داره کمرنگ تر میشه... ولی جاش رو دلم... همیشه پر رنگه...! حس خوبی ندارم... احساس میکنمدارم کممیارم... و این منو میترسونه...!!! از بچگیم..... از وقتی یادم میاد.... همیشه تو زندگیم یه مشکل...

    ادامه مطلب